حسن سيد اشرفى

558

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

505 - نظر صاحب فصول در صدق حقيقى مشتقّ و استعمال حقيقىاش نسبت به كيفيّت تلبّس چه بوده و نظر مصنّف چيست ؟ ( و لكنّ ظاهر الفصول . . . هو خير ختام ) ج : مىفرمايد : صاحب فصول « 1 » براى آنكه مشتقّ در معناى حقيقىاش استعمال شده و صدقش به نحو حقيقى باشد ظاهر كلامش بلكه صريح كلامش آن است كه معتبر دانسته اسناد مشتقّ به ذات به نحو حقيقت باشد . بنابراين ، در « الميزاب جار » كلمهء « جار » به معناى حقيقىاش نيست « 2 » و حال آنكه گويا ايشان خلط بين مجاز در اسناد با مجاز در كلمه كرده‌اند و همين خلط در مجازيّت بوده كه موجب بحث بين بزرگان شده است .

--> ( 1 ) - « الفصول الغرويّة / 62 التّنبيه الثّالث من تنبيهات المشتقّ » . ( 2 ) - چنانچه در حديث رفع كه مىفرمايد : رفع عن امتى تسعة : الخطأ و النسيان و ما لا يعلمون و . . . كه بعضى گفته‌اند : كلمهء « رفع » به معناى خودش نيست زيرا حقيقتا خطاء و نسيان و ما لا يعلمون برداشته نمىشود و تلبّس به نحو حقيقت نيست ولى ديگران گفته‌اند كه در اينجا مجاز در اسناد است و كلمهء « رفع » به معناى خودش بوده ولى نسبتش به خطاء و نسيان به نحو مجاز مىباشد و در واقع نايب فاعل « رفع » كلمهء « اثر » بوده كه متلبّس حقيقى به رفع بوده و كلمه « الخطأ » مضاف اليه مىباشد يعنى « رفع اثر الخطأ و الخ » .